مــــــــــرا به نام فریاد,فرِیــــاد کن
بـــــــــــــــــــی تو غریبــــــــــــــــــ غربتم, آماده شکســــــــــــــــــتنم
دیگه اینجا نمیام وبم برام تکـــ ـــ ـــ ــــ ــراری شده مثل تک تک لحظه های زنده بودنم www.shayadbasham.blogfa.com این وب دیگمه هرکی عشقش کشید سر بزنه منم بهش سر میزنم از تمام دوستانی که تو این مدت همراهم بودن یه دنیـــــــا ممنونـــــــم این عکسی هم که گذاشتم خیلی شبیه منه آره من اینجوریم تمام کامنتدونیا رو غیر فعال کردم تا اذیت نشین ببینین کامنت بستس (میبینین چقدر خوبم*باخنده*)جدی بوداااااااااااااااااااااا تا اذیت نشین عاشق صدای احسان خواجه امیری،یم آهنگ وبم هم تقدیم به تک تک شماها دوستان خوبم ندونستم نرسیده تو شروع قصه میری منم رفتم، رفتــــــــــــم با کوله باری دوستـــــــ ــ خوبـــــــــــ سکوتـــــــــ ـی سرد با تمامـــــــــ نبـــــودنـهـایتـــــــــــ
من مانـــــــــــــدم و خلوتـــیـــــــ ســــــــــــــرد...
واسه آرزوی بر باد
من برات میخونم ای گل نو بهارو نبر از یاد در دام مانده باشد صیاد رفته باشد
هنوز دستهایم هدیه ای برای تو دارد هدیه ای بزرگ هدیه ای بزرگ که در آن لحظات سبزی به همراه هست... بیا وببین کوچه خلوت است من وتو تنها بیا و نگاه کن آنروزها را نگاه کن هنوز در ذهن آن در آهنی همچنان می تپد که روزی نوشتی دوستت دارم... براستی ماعبور کردیم با گامهای لرزان وهر چه راه رفتیم بیشتر دور شدیم دستمان نرسید تا تکه ای از ماه را برداریم.... و من سالهاست که از دیار گریه آمده ام هنوز هم یک آفتاب هست ویک درخت ویک راه کوتاه بازگشت بیاد دوست خوبم فهیمه نمی دانم تو دیر نگاهم کردی یا من دیر نگاهت را فهمیدم ؟ نمی دانم من دیر صدایت کردم یا تو دیر صدایم را شنیدی ؟ ... نمی دانم ... بگذار هر روز عشقی باشد در دل بگذار هر روز دلی باشد برای زندگی به کجا می روی ؟ هنوز حرفم تمام نشده وقت نداری ، یادت هست ؟ صدایت کردم ؟ نگاهم کردی ؟ آشنا بودم ، آشنا بودی ، کجا می روی ؟ حرفم تمام نشده ، باور کن هنوز ، عشقم تمام نشده آهای آشنا من وضو با نفس خیال تو می گیرم و تو را میخوانم وبه شوق فردا که تو را خواهم دید چشم به راه میمانم در ایستگاه زندگی هرچه منتظر ماندم کسی برای لمس تنهاییم توقف نکرد و من... و من تنهاتر از همیشه به خانه برگشتم هر کسی رفت دیگه برنگشت نه با دستی ظرفی را چرک میکنند و نه با حرفی دلی را تنها به شمعی قانعند واندکی سکوت دوست داری رو سنگ قبرت چی بنویسن؟؟؟ وتو رفتی... و فرو افتاد،گلبرگی ومیدانم روزی از کم رنگی صدایت خواهم مرد... دلم گرفته خدا... تنها به امید نگاهی تلخ که می آیی به احساست قسم یک شب دلم میگیرد و من آهسته میگویم تو هم دیگر نمی آیی... 




فکر من بارید
و دلم تنهاتر شد
شده تا حالا دلت همچين بگيره كه ندوني به كجا پناه ببري؟
شده تا حالا تمام وجودت اشك باشه؟
شده تا حالا دوست داشته باشي يه ثانيه ديگه هم نفس نكشي؟
شده تا حالا دنيا به اين بزرگي بشه برات قفس؟
شده تا حالا تا اعماق وجودت بخواي داد بزني؟
شده تا حالا با تمام احساست از زندگي بدت بياد؟
شده تا حالا نتوني به كسي اعتماد كني؟
شده تا حالا همچين كم بياري كه مرگ تو از خدا بخواي؟
شده تا حالا از اوني كه دوسش داري بخواي بگذري؟
شده تا حالا اسم مرگ برات زيبا باشه طوري كه همون موقع تمام نيازت مرگ باشه؟
شده تا حالا اه بسه .... ! ديگه خسته شدم از اين شده ها از اين همه تكرار
چرا بعضي وقتها خدا به من مي رسه خوابش مي بره نمي خوام به خودم اجازه بدم كفر بگم ولی خدا بزار منم بفهم زندگي يعني چي؟
بزار بفهمم خوشبختي خنديدن واقعي يعني چي؟من خسته ام خسته از اين همه خنده هاي ظاهري
خسته از اينكه همه رو بخندونم اما خودم هيچ ...
امشب دلم خيلي گرفته انقدر كه فكر كنم صدامو خدا تو عرش شنيد

| Design By : RoozGozar.com |







